درماندگی آموخته شده

درماندگی آموخته شده و اشتباه مهلک اکثر انسانها (+ ویدئو)

چگونه خوش شانس شویم؟

چگونه خوش شانس شویم؟

چگونه خوش شانس شویم؟ 

 خوش‌شانسی: خیلی هامان به خوش‌شانسی باور داریم و خیلی هامان نداریم

اما من می‌خواهم بگویم خوش‌شانسی هم وجود دارد و هم وجود ندارد! این یعنی چه؟

این یعنی خوش‌شانسی وجود دارد اما چیزی نیست که فقط برای یک عده باشد و یک عده دیگر خیر، چون یک‌چیز ذاتی نیست. خوش‌شانسی ساختنی است! درجایی می‌خواندم خوش‌شانس بودن باور به خوش‌شانسی است

فرمول خوش‌شانسی: خوش‌شانسی ۴ جزء دارد که اگر هر کس این ۴ جزء را درست انجام دهد می‌تواند خودش را فرد خو شانسی ببیند

چگونه خوش شانس شویم؟ 
  1. آمادگی: آمادگی داشتن به‌منظور بهبود فردی و رشد است. هر شخص هرچقدر بیشتر برای رشد خودش تلاش کند و قابلیت‌های خودش را بالا ببرد می‌تواند خوش‌شانس‌تر باشد. درواقع تلاش بیشتر، شانس بیشتر 

  2. باور: جزء دوم فرمول خوش‌شانسی که مهم‌ترین قسمتش نیز هست باور ماست. اگر ما در کنار تلاش‌هایی که انجام می‌دهیم باورمان نیز بر این باشد که این تلاش نتیجه دهنده است و یا بهتر بگویم باور مثبتی نسبت به خودمان داشته باشیم و به او داشته باشیم که می‌توانیم به موفقیت برسیم و در مسیری که قدم گذاشته‌ایم پیروزی از آن ما خواهد بود تا حد زیادی مسیر خوش‌شانسی را طی کرده‌ایم. انسان‌های زیادی هستند که بسیار تلاش می‌کنند اما اگر ازشان سؤال کنید که آیا می‌توانید موفق شوید یا خیر؟ میگویند نمی‌دانیم. ببینیم چه می‌شود

یعنی خودشان برای کاری که انجام می‌دهند ارزش قائل نمی‌شوند و خودشان مطمئن نیستند که تلاش‌هایشان به نتیجه ختم می‌شود. زمانی که خودشان مطمئن نباشند چقدر احتمال موفقیتشان وجود دارد؟ بسیار کم؛ زیرا باور ندارند کاری که دارند انجام می‌دهند نتیجه می‌دهد و خب وقتی باوری نباشند نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود

پس اطمینان و باور به دست‌یابی به نتیجه یکی از اصلی‌ترین مراحل و شرایط برای دست‌یابی به موفقیت است. باور داشته باشید کاری که می‌کنید نتیجه می‌دهد تا نتیجه بده

۳٫ فرصت: جزء سوم خوش‌شانسی فرصت‌ها هستند. دائماً در طول روز و در طول سال فرصت‌های زیادی از کنارمان در حال گذرند. فرصت‌های کوچک و بزرگ که سر راهمان قرار دارند اما ما به آن‌ها توجه نمی‌کنیم. اگر می‌خواهیم شخص خوش‌شانسی باشیم باید در شناسایی و قاپیدن فرصت‌ها استاد باشیم. به کوچک‌ترین فرصت‌ها توجه کنیم و از خیر هیچ فرصتی نگذریم. عده‌ای میگویند ما آدم‌های خوش‌شانسی نیستم اما وقتی کمی از داستانشان زا می‌گویند می‌بینیم هزاران فرصت بود که آن‌ها یا نشناختنشان یا ساده از کنارشان رد شدندوفرصت هایی که اگر به یکی توجه میکرند و به سمتش میرفتند میتوانتسند یکی از خوش شانس ترین آدم ها باشند

زندگی از هزاران فرصت کوچک تشکیل‌شده است. اگر به زندگی انسان‌های موفق نگاه کنیم می‌بینیم همه‌شان یک فرصت کوچک را دیدند و با استفاده از همان فرصت‌هاست که الآن به اینجا رسیده‌اند

پس همیشه حواسمان به فرصت‌های کوچک باشد و شکارچی باشیم در شکار کردن فرصت‌ها.

  1. اقدام: آخرین جزء خوش‌شانسی اقدام است. همان‌طور که در جزء اول گفتم هرچقدر تلاش بیشتر، خوش‌شانسی بیشتر

زمان که فرصت هارا شناختیم حال زمان اقدام می‌شود. هر فرصت، هر موقعیت و هر روزنه‌ای را یافتیم که بهمان کمک می‌کند زمان اقدام است. تا اقدامی نباشد نتیجه‌ای نیز نخواهد بود

Chance

پس خودتان را رشد دهید، به موفقیت باور داشته باشید، فرصت هارا شکار کنید و اقدام کنید.

چگونه عادت‌هایمان را ترک کنیم؟

چگونه عادت‌هایمان را ترک کنیم؟

چگونه عادت‌هایمان را ترک کنیم؟

او به مدت ۲ سال شب‌ها زمان خواب یک کانال تلگرامی را که حدود ۱۰۰ پست در آن قرار می‌گرفت چک می‌کرد و تا این کار را انجام نمی‌داد نمی‌خوابید، این کار باعث می‌شد ساعت خواب او به هم بخورد و زمانی حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه را صرف این کار می‌کرد. از مضرات این عادت بد اگر بخواهم بگویم همین بس که چشم او به دلیل نور مستقیم و مغز او به دلیل امواج تحت تأثیر این اتفاق قرار می‌گرفت و ادامه این حرکت می‌توانست صدمات جدی‌ای به او بزند.

با کمال تاسف آن شخص منم که این عادت بد را داشتم و زمانی زیادی با آن زندگی می‌کردم

عادت ها چی هستند؟

باور کنید عادت چیزی نیستند جز انتخاب های ما

ما زمانی که انتخاب میکنیم یک رفتاری را انجام دهیم و آن رفتار را تکرار میکنیم یک عادت برای خودمان ساخته ایم. در اغلب موارد این عادت ها ناخودآگاه شکل میگیرند یعنی ما آگاه نیستیم که داریم آن عادت را برای خودمان شکل میدهیم اما آنقدر تکرارش میکنیم که برای ما نهادینه میشود

عادت هایی مثل پرخوریی، خواب دیر وقت، بازی و کار با موبایل و

چرا عادت ها مهم اند؟

عادت ها یکی از اصلی ترین ابزار ما برای رسیدن به موفقیت هستند، این عادت ها هستند که میتوانند مارا به سمت موفقیت و ناکامی ببرند، زیرا از مجموع رفتار های ما تشکیل میشوند و این مجموع رفتار های ماست که مسیر زندگی مارا مشخص میکند.

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در مسئله عادت وجود دارد این است که نتیجه ی آن در کوتاه مدت مشخص نمیشود و همین دلیل بسیاری از افراد از نتایج آن آگاه نیستند

عادت ها مانند اسید نیستند که بلافاصله تاثیر و تخریب آن مشخص شود، اگر چیزی مانند سیگار را در نظر بگیریم نتیجه ی کشیدن آن بلافاصله بعد از استعمال مشخص نمی شود و همین بس است برای ادامه دادن به این عادت. به همین خاطر باید حواسمان بهشان باشد

چطور باید عادت هایمان را ترک کنیم؟

مغز تمایل به حفظ حالت ثابت دارد، یعنی چه؟ این یعنی مغز به این دلیل که انرژی کمتری مصرف کند دائما انسان را به سمت انجام کارهایی سوق میدهد که به آن عادت دارد یا ساده تر است زیرا مسیر عصبی آن کار ساخته شده و مغز نیاز ندارد که انرژی زیادی برای انجام آن کار صرف کند…این یکی از دلایل مهمی است که باعث میشود ما در مسیر ترک عادت هایمان کوتاه بیاییم و بیخیال شویم

حالا با این علم هر زمان که این حس به شما دست داد بدانید حقه ی مغز است و نگزارید که تسلیم مغز شوید

یک مسئله ی مهم در ترک عادت ها وجود دارد که این است

چرای شما: چرای شما یکی از مهم ترین موارد برای ترک عادت های شماست

این فکر که بخواهیم عادت هایمان را فقط از طریق اراده ترک کنیم مانند این است که بخواهیم با صحبت یک شیر را از شکار باز داریم

پس چه باید کرد؟ باید چرای خودمان را پیدا کنیم

دلیلی که میخواهیم به خاطرش این عادتمان را ترک کنیم باید ربطی به آرزو یا روهایمان داشته باشد، اگر در عین واحد ربطی ندارد یک ربط برایش پیدا میکنیم

با این سوال؟

ترک این عادت چگونه میتواند به من رسیدن به اهدافم کمک کند؟

چرای شما دلیل تغییرتان میشود پس باید هیجان انگیز باشد و به اندازه کافی بزرگ

۴ تکنیک برای ترک عادت ها

کشف محرک ها: در بعضی از عادت ها محرک هایی وجود دارند که باعث میشود ما آن عادت را تکرار کنیم

به طور مثال ظرف تنقلات روی میز باعث میشود که ما دائما تنقلات بخوریم

یک رفیق باعث میشود که ما مدام بیرون برویم و از کارهایمان بمانیم

موبایلی که جلوی چشممان است باعث میشود ما به سراغ موبایل برویم و.

در این موارد ما باید تا میشود این محرک هارا از خودمان دور کنیم یا اگر میشود حذفشان کنیم. برای این کار فقط کافیست آنهارا شناسایی کنیم همین

و با سوال هایی مانند چه کسی؟ چه چیزی؟ چه وقتی؟ چه جایی؟

باعث میشود من این عادت را تکرار کنم. میتوانیم آنهارا شناسایی کنیم

جایگزین کردن: همیشه لازم نیست ما یک عادت را کاملا ترک کنیم فقط کافیست که آنرا با یک کار دیگر جایگزین کنیم

مثلا اگر عادت دارید موقع تماشای تلوزیون خوراکی هایی مانند چیپس و پفک بخورید فقط کافیست جای چیپس و پفک را غذاهایی که همان حس را به شما منتقل کند عوض کنید

آرام شروع کنید یا بپرید: برای رفتن در دریا باید ابتدا مچ پاها را در آب گذاشت و آرام آرام وارد دریا شد. گاهی عادت هایمان را باید آرام آرام ترک کنیم. میتوانیم با خود قرار بگذاریم که هر بار چند درصد یا چند پله برای ترک عادت هایمان پیشرفت کنیم. این برای عادت هاییست که ضرر چندانی برایمان ندارند یا حداقل آنقدر زیاد نیست؛ مثلا اگر دیر میخوابیم میتوانیم با خود قرار بگذاریم روزی ۱۵ دقیقه زود تر بخوابیم

و البته عادت هایی هم هستند که باید به یکباره و یکهو ولشان کنیم؛ یعنی تصمیم بگیریم از همین لحظه دیگر انجامش نمیدهم. این تکنیک سخت تر از تکنیک های دیگر است اما برای برخی ها بهترین تکنیک است

رنج: نسبت دادن رنج به عادت هایی که میخواهیم ترکشان کنیم یکی از بهترین تکنیک های موجود است
دراین تکنیک هر عادتی را که میخواهید ترک کنید را مینویسید و در برگه ای مینویسید که

اگر این کار را انجام دهید چه رنج هایی میبرید؟

انجام این عادت چه صدماتی میتواند به شما بزند؟

اگر واقعا وقت بگذارید و جواب این دو سوال را بنویسید. هرچه بیشتر، بهتر و هر زمان که قصد انجام آن کار را داشتید آنرا مرور کنید میتوانم بهتان قول دهم که دیگر سمتش نمیروید

چگونه عزت نفس داشته باشیم

چگونه عزت نفس داشته باشیم؟

چگونه عزت نفس داشته باشیم؟

عزت نفس یک بحث بسیار مهمه که میتونه افکار و احساسات مارو تحت تاثیر قرار بده و دید مارو نسبت به جهان و انسان های اطراف ما تغییر بده ، یک انسان هرچقدر عزت نفس بیشتری داشته باشه احساس رضایت و آرامش بیشتری داره و هر چقدر آرامش بیشتری داشته باشه به طبع زندگی زیبا تر و شاد تری هم خواهد داشت و خب بنا به این توصیفات هرچقدر سعی کنیم عزت نفسمون رو بیشتر کنیم زندگی شاد تری هم خواهیم داشت

عزت نفس چیست؟

عزت نفس با اعتماد به نفس متفاوته،اعتماد به نفس یعنی داشتن حس توانمند بودن در انجام کاری و اعتماد به نفس زیادی  در بعضی موارد خوب نیست اما عزت نفس هرچقدر ریاد تر بهتر

عزت نفس یعنی سلامت روح،یعنی من ارزشمندم و همه ی دنیا هم ارزشمند اند و همه ی ما حق داریم بهتر باشیم

همه حق دارند تلاش کنند، زندگی کنند، بخندند و هر زندگی ای که دوست دارند رو داشته باشند و شما هم همینطور،شما مجزا از انسان های دیگه نیستید و حق دارید و میتونید هر زندگی ای که دوست دارید برای خودتون بسیازید

اعتقاد دارید حق شماست که پیشرفت کنید،موفقیت های زیای به دست بیارید،دوست داشته باشید و دوست داشته بشید،عشق و رضایت رو تو زندگیتون احسا س کنید و اونی باشید که عاشقشید

میتویند موانع رو پشت سر بزارید و از پس هر چالشی بر میاید

آدمی که عزت نفس پایینی داشته باشه چه شکلیه؟

آدمی که عزت نفس پایینی داشته باشه از خودش حسن جویی نمیکنه،خوبی های خودشو نمیبینه و به نوعی خودشو دوست نداره و اگر کسی خودشو دوست نداشته باشه عشق زیادی هم نمیتونه به دیگران ابراز کنه

مدام در حال مقایسه کردن خودش با دیگرانه و  دیگران رو از خودش بهتر میبینه و حسش نسبت به خودش بد تر میشه

انقدر افکار مایوس کننده و بد نسبت به خودش داره که توانایی انجام هر کاری رو از خودش میگیره و دچار حالت های روحی اذیت کننده ای میشه

اشتباهاتشو قبول نمی کنه و همش دنبال مقصر میگرده و میگه این باعث شد که اینطور بشه

اون باعث فلان و همین امر باعث میشه نتونه مشکلاتش رو به خوبی حل کنه

دیدگاه ها نسبت به عزت نفس!!

غالبا به عزت نفس دو دید و مفهموم مختلف وجود داره که هر دو مکمل هم ان!

دید اول:ارزیابی من از خودمه،یعنی خودم،خودم رو چطوری میبینم،چطوری ارزیابی میکنم

از نظر خودم ،من چه آدمی هستم؟

مهربونم،موفقم، خسیسم و …

مثلا وقتی خودمون و با دوستامون، خانوادمون،همکارامون و آدم های دیگه مقایسه میکنیم خودمون و از اونها پایین تر و با توانایی کمتر میبینیم و انسان بی ارزش تری میبینیم ،این باعث میشه عزت نفسمون به شدت پایین بیاد

و دید دوم:احساس من نسبت به خودمه ، یعنی من چه احساسی به خودم دارم،خودم و دوست دارم ،ندارم و..

به طور مثال  تو خلوت خودمون نشستیم و  خیلی ناخودآگاه حسمون نسبت به خودمون بده و به قولی با خودمون حال نمیکنیم ،رابطه خوبی برقرار نمی کنیم

و این هم باعث میشه عزت نفسمون چند برابر کمتر بشه و در پی اون احساس رضایت وآرامش و از دست میدیم

میبینید که چقدر این بحث و این توانایی مهم و حیاتیه و چقدر نیاز داریم که یادش بگیریم

و یه خبر خوب “ما اینجاییم که یادش بگیریم

آدمی که عزت نفس داره چه شکلیه؟

 اما عزت نفس یعنی شما عاشق خودتون هستید و به خودتون احترام میزارید و تنها تو این حالته که میتویند عشق بورزید و عشقتونو ابراز کنید و تو این حالته که اجازه میدید دیگران هم به شما عشق بورزند .تا زمانی که خودتون عاشق خودتون نباشید، عشق کس دیگه ای رو هم نسبت خودتون درک نمی کنید

عشقتون لحظه به لحظه نسبت به خودتون و دیگران بیشتر میشه

برای همراهی کردن و همدل بودن آدم بهتری هستید

توانایی انجام هر کاری رو توی خودتون میبینید و میدونید که شما هم میتونید هر کاری رو انجام بدید

دید قشنگ تری نسبت به جهان اطرافتون دارید و با قدرت برای زیباییش تلاش میکنید

چند  خصوصیات رفتاری انسان  با عزت نفس

  • انسان با عزت نفس آدم قدر شناسیه و تشکر کردن و بلده

انسان هایی که عزت نفس پایینی دارند اگر کسی براشون کاری انجام بده یا یک وظیفه ای رو درست انجام بده تشکر رو به جا نمیارن و میگن خب وظیفشو انجام داد

اما کسی که عزت نفس بالایی داره از  اون شخص هم تشکر میکنه که وظیفشو درست انجام داد تا با انجام این کار هم به اون شخص یک حس خوب رو منتقل کنه و هم خودش با این قدر دانی یک حس خوب رو تجربه کنه

و خیلیی راحت مینونه از انسان ها تعریف کنه چون میدونه هر انسانی ارزسمنده و حق داره که این احساس خوب رو تجربه کنه

  • آدمی که عزت نفس بالایی داره مدام دنبال عیب گرفتن و عیب جویی نیست و همش از هر چیزی انتقاد نمیکنه و سخت نمی گیره که این چرا اینطوریه اون چرا اونطوریه

انتقاد کردن نشونه ی عزت نفس پایینه

  • میدونه خودش کامل نیست و انسانهای دیگه هم کامل نیستن و به همین خاطر نمیخواد همه چیز و همه کس بی نقص باشن و همچنین خودش هم بی نقص باشه ،یه جاهایی یه چیزایی رو ، یه اشتباهاتی رو راحت میپذیره و سعی میکنه که بهتر بشه

  • غرغر نمیکنه

میبینه اگر کاری از دستش بر میاد میره انجام میده و اگر نمیشه ولش میکنه چون میدونه فکر کردن راحب این موضوع و حرف زدن (غرغر کردن) هیچ کمکی نمیکنه و هیچ مسئله ای رو حل نمیکنه پس یه آدم با عزت نفس بالا هیچوقت نمیاد راجب قوه قضاییه و سیاست نظر بده مگر اینکه کاری از دستسش بر بیاد و بتونه مسئله ای رو حل کنه پس مثلا راجب حکومت چیزی نمیگه چون نمی تونه چیزی رو تغییر بده و فقط با گفتش حال خودش رو بد میکنه

خب تا اینجا فهمیدیم که اصلا عزت نفس چیه و یه انسان با عزت نفس چه شکلیه

حالا بریم یاد بگیریم که چطور ما هم عزت نفس داشته باشیم و چطور عزت نفسمون رو ببریم بالا

چند تمرین برای افزایش عزت نفس

*تمرین آیینه

روزی چند بار برید جلوی آینه وخیلی مفصل قربون صدقه ی خودتون برید

قربون صدقه؟؟!! آره عزیزم قربون صدقه ی خودت برو،از خودت تعریف کن،با خودت بخند،با خودت کیف کن

یه چیزی رو یادت باشه؛ تا خودت خودتو دوست نداشته باشی و خوبی های خودتو نبینی هیچکس نمی تونه تورو دوست داشته باشه و خوبی هاتو ببینه

وتا تو خودتو دوست نداشته باشی نمی تونی دیگران رو هم دوست داشته باشی

پس هربار که از جلوی آیینه رد شدی به خودت لبخند بزن و قربون صدقه ی خودت برو تا ببینی چقدر خودت برای خودت عزیزی

*خوبی هاتو بنویس

این  تمرین برای اینه که اول برای خودت مشخص بشه که اصلا کی هستی،چه خوبی هایی داری،چه تونایی هایی داری و چه کارای شگفت انگیزی میتونی انجام بدی

وقتی که اینارو بفهمی اونموقع ست که متوجه میشی چقدر خودتو دوست داری و چه آدم ارزشمندی هستی

برای انجام این تمرین فقط کافیه یه ورق خودکار آماده کنی و توش بنویسی

  • من چه توانایی هایی دارم؟

  • چه کارهایی رو خیلی خوب میتونم انجام بدم؟

  • چه خوبی ها و چه صفت هایی خوبی دارم؟

  • برای چه چیزی از خودم خوشم میاد؟

  • برای چه چیزی به خودم افتخار میکنم و خودمو دوست دارم؟

پاسخ دادن به این سوالا شمارو با جنبه ی متفاوتی از خودتون آشنا میکنه که تا به حال خیلی کمتر  بهش توجه کردید و توجه نکردن به اینا باعث کم شدن احساس رضایت از خودتون میشه

*تشکر کنید

همونطور که بالاتر یاد گرفتیم یکی از خصوصیات اخلاقی انسان  با عزت نفس تشکر کردنه و بهترین تمرینی که برای یاد گرفتن این مهارت میشه انجام داد ، تشکر کردنه

گاهی برای اینکه یه کاریو یاد بگریم فقط باید انجامش بدیم و این هم از همون موضوعاته

تشکر کردن باعث میشه هی به خودمون یادآوری کنیم که انسان های دیگه هم ارزشمند اند و لازمه که بهشون حس خوب بدیم

پس از امروز تا میتونید از آدم های دور و اطرافتون به خاطر چیز های مختلف تشکر کنید تا این احساس خوب رو هم در خودتون و هم دیگران به وجود بیارید و این مهذت و یاد بیگرید

البته لازم به ذکره فقط کسایی که در ارتباطید.نرید تو خیابون یکی رو  دنبال کنید بگید ممنونم اونم تعجب کنان فرار کنه 

*انتقاد نکنید

انتقاد کردن یکی از بزرگترین موانع و دست انداز های ما برای داشتن روابط خوب و عزت نفس خوبه

ما با انتقاد کردن و سر زنش کردن یه تغییر دائمی و پایدار رو به وجود نمیاریم بلکه فقط باعث رنجش میشیم.قبول کنیم کسی که قصد اصلاح کردن و تغییرشو داریم خودش رو تایید میکنه و مارو محکوم میکنه

پس بیاید زمان ارتباط با آدما یادمون باشه که ما با موجودات منطقی ای سر و کار نداریم،ما با موجوداتی احساسی و متعصبی رو برو هستیم. پس دفعه ی بعد جای انتقاد کردن سعی کنیم طرف مقابلمونو درک کنیم و با تقویت عزت نفسمون با اونها برخورد کنیم

و برای تمرین کردن این موضوع باهم قرار میزاریم که یک هفته از همین الان از هیچکس انتقاد

نمی کنیم و سعی می کنیم که درکشون کنیم و اگر از دستمون بر میومد خودمون مسئله رو حل میکنیم و اگر نه از کنارش میگذریم

بسیار متشکرم که تا پایان این مقاله همراه من بودید و امیدورام تکنیک ها و مطالب گفته شده برای شما کار آمد و مفید بوده باشه